تبليغاتX
نواخت
سلام دوستان خوبم امروز میخوام از ویولن براتون بگم  

 سازی که من خیلی دوسش دارم .

             البته من همتونو دوست دارم اما شما ساز نیستید

                         شما عشقای من هستید

این گلم با هم تقسیم کنید هر برگش برای یه عاشق دل شکستس.

 

عده كثیری از تاریخ نویسان موسیقی منشا آن چیزی را كه ما امروزه به نام ویولن می شناسیم از ایتالیا، در سالهای 1496 تا 1505 میدانند.

تا سالها پس از ساخت این ساز، از آن تنها برای همراهی سایر سازها استفاده میشد، چرا كه موسیقیدانها به ضعف رنگ آمیزی موسیقی توسط سازهای بادی پی برده بودند و نیاز به سازی با رنگ صدای جدیدتر داشتند.

اواسط قرن 17 بود كه ویولن بعنوان یك ساز solo مطرح شد، البته این ساز ابتدا فقط در محافل رسمی و اشرافی نواخته میشد اما بتدریج به پای به محافل طبقه متوسط و عادی نیز گذاشت.

روایت های دیگری نیز راجع به این ساز وجود دارد. اگر به زمانهای قدیم بازگردیم در سرزمینهای اسلامی اعراب، سازی بوده بنام Rebab كه تنها یك سیم داشته (البته برخی ریشه Rebab را هند نیز می دانند). بتدریج با گذشت زمان و پیشرفت علم و موسیقی، اعراب به تعداد سیم های آن افزودند و ساز دیگری بنام Rebec بوجود آمد.

جالب هست كه بدانید خیلی زود ایرانیها و ترك ها این ساز را برای خود بومی كردند و سبك ها و روشهای مخصوص به خود برای كوك كردن و نواختن آن ابداع كردند
.


 I Love You

این گلارم چیدم تا کم نیاره کسی چون میدونم اکثرتون دل شکسته اید.

 

+ نوشته شده توسط علی در چهارشنبه 1386/09/14 و ساعت 8:30 PM |

سلام دوستان این شما و این هم یه داستان از ساز        

شايد اسم ارغنون رو شنيده باشيد. ارغنون يكي از سازهاي ايران باستان بوده كه از روده ي حيوانات و اشيا ديگه مثل چوب درست ميشده و در مراسم مذهبي ايرانيان باستان كه مراسم زردشتي بوده نواخته ميشده. اوان ظهور دين مسيح در اروپا عده اي از مسيحيان اروپايي براي دعوت ايرانيان به اين دين به ايران ميان اما ايرانيها اين دين رو قبول نميكنن و يكي از اين سازها رو به اروپايي ها هديه ميدن. اونا كه نميتونستن اسم اونو درست تلفظ كنن به اون ارگ ميگفتن. بعد از اين قضيه دانشمندانشون كلي روي اون كار ميكنن و اونو بصورت پيشرفته در ميارن...البته نميدونم كه چطوري اين ساز زهي به ساز بادي (ارگ) تبديل ميشه ولي ريشه ي پيانو هم ميشه گفت ايراني بوده. چون ارغنون هم يه ساز زهي بوده كه توسط چكشهايي روي تارهاش صداش در ميومده. يعني همون مكانيزم پيانو...

+ نوشته شده توسط علی در یکشنبه 1386/09/11 و ساعت 3:8 AM |

سلااام

شرمنده دیر آپ میکنم درگیر کارای آهنگ سازیم

حالتون که خوبه...................

البته میدونم این روزا هیشکی حالو حوصله درست و حسابی نداره

هیچی سر جای خودش نیست.

انقدر زندگیا سخت شده که دیگه وقتی بره تفریح نمیمونه

خوب بگزریم چون این حرفا دیگه خیلی تکراری شده

 

اما موسیقی به به...

همیشه سعی کنید وقتی آهنگی با ریتم ملایم گوش میکنید

یه دفه آهنگه با ریتم تند گوش نکنید چون

ریتم و آهنگ مغز شما به هم میریزه

اما میتونید آروم آروم به طرف آهنگ های تند تر حرکت کنید یا بلعکس

البته نوع گوش کردن آهنگ به حاله آدمم بستگی داره.

این آهنگای رپی که هر کی با دوست دخترش قر میکنه میسازرو

کوش نکنید که چرته البته نه همشون مثلا هیچ کس

قشنگه روش کار شده  چرتو پرت نیست یا بعضی دیگه که تک توک

توش خوب پیدا میشه

آما من که اصلا سبک رپ دوست ندارم فقط

ترنس حال میده که اینم کاملا سلیقه ایه

..........................................

راستی میخوام چند نمونه از فرهنگایه قشنگمونو بگم :

 

دیروز کاشف به عمل اومد که همسایه‌های ما دو نفر آلمانی هستن! در همین راستا برآن شدیم تا یه مطلب بنویسیم در مورد فرهنگ‌های ایرانی که باعث آزار و صدالبته تعجب خارجیان محترم میشه. پس میریم که داشته باشیم حقایقی تلخ را در قالبی طنز.

۱. بوق! یکی از عوامل آزاردهنده که باعث رنجش خاطر هر غیر ایرانی میشه صدای بوق ماشین‌‌هاست، یکی از ایرانیان ساکن کشور آلمان که مدتی قبل اومده بود ایران در اولین روز حضور گفت من امروز بعد از ۱۵ سال به اندازه‌ی تمام مدت سکونتم در آلمان صدای بوق ماشین‌ شنیدم!

۲. تاکسی، البته این مورد خودش چند زیرشاخه داره که در این مطلب نمیگنجه، رفتار بد راننده‌ها، ظاهر ژولیده، ماشین‌های قدیمی، کثیفی ماشین (!)، حرف زدن راننده با مسافر، تخمه خوردن و روزنامه خوندن و صحبت با موبایل و  برگشت به عقب در حین رانندگی. همون ایرانی ساکن آلمان میگه که من تعجب میکنم چطور میشه در حین رانندگی تخمه خورد و با بقیه دعوا کرد؟

۳. فحاشی، آهای‌ &#@$*$!%&&^*، وایسا تا %$$%^# رو %^$*&)، یک ایرانی ساکن کانادا بعد از ۲۵ سال هنگامی که وارد ایران شد اولین سوالش این بود که چرا پلیس با کسایی که فحش میدن برخورد نمیکنه!؟ 
۴. عجله کردن، آقا اصلا ما رو هرکاری که کنن نمیتونیم این عادت رو ترک کنیم! آخه چه معنی داره وقتی منتظر ریل بار فرودگاه هستی بدویی بری توی اون پرده سیاهه وایسی؟ بازم اون آلمانیه میگه که من خیلی جاها رفتم ولی هیچ‌جا مثل ایرن نبود! همه عجله داشتن و از همه هم کندتر عمل میکنن!

۵. کلاهبرداری، نمیدونم چرا بعضیا حاضرن واسه ۵تا تک‌تومن سر همدیگه رو بخورن؟ اون کاناداییه میگه که چرا وقتی مسافر خارجی میاد ایران راننده تاکسی‌ها اینقدر دوستش دارن؟

۶. بی نظمی، شما تصورش رو بکن که ۲۱۸ تا خونه‌ی یک شکل و هماهنگ در یک منطقه‌ی بسته باشن اون‌وقت یکی بیاد این وسط حیاطش رو خونه کنه و چند طبقه بزنه! اونم بدون مجوز!! این نکته اینقدر آزاردهنده‌ است که حتی خود ایرانی‌ها هم قبول دارن که اصول بی‌نظمی رو خوب رعایت میکنن چه برسه به خارجیون!

۷. آلودگی صوتی، این مورد رو سوای مورد بوق نوشتم چون خودش جای کلی بحث داره، صدای آژیر آمبولانس خالی، صدای ضبط ماشین‌ها، صدای کشیده‌شدن چرخ‌های ماشین، خندیدن به سبک ایرانی(!) و کلی مورد دیگه حتما همه میدونن. باز هم آلمانیه میگه وقتی دو نفر تو ایران با هم صحبت میکنن میتونه به اندازه‌ی یک برق فشارقوی بهت شوک وارد کنه!

۸. نظافت، به نظر شما عجیبه که بعد از خوردن چیپس پاکتش رو بندازیم تو خیابون یا جوب؟ به نظر شما خنده‌دار نیست که موقع تخمه شکوندن پوستش رو جایی نگه‌داریم تا به سطل زباله برسیم؟ (که هرگز نمیرسیم!). بازم اون آلمانیه میگه که توی یکی از شهرهای غربی وقتی راننده در حال تخمه خوردن(!) بوده پوستش رو با این حرکت زیبا “پووف” به بیرون منتقل میکرد، وقتی بهش گفتم که چرا اینکار رو میکنی؟حرکتت خیلی زشته، فرمودن که “حالت خوشه؟”

۹. تف و مف، معذرت میخوام از اینکه این گل‌واژه رو به کار میبرم ولی مطمئنم که بارها با این صحنه‌ی زننده مواجه شدین، آب‌دهنت رو نگه دار واسه خودت! به فکر معده‌ی بیچاره‌ات باش که باید تنهایی اون‌ همه غذا رو هضم کنه. مخاط دماغت رو نمیخوای نخواه! مطمئن باش کس دیگه‌ای هم نمی‌خوادش!

۱۰. فضولی، آخه این چه وضعشه مثل سال ۳۲ یه چادر گل‌گلی میکنی سرت راه میفتی تو خونه‌های مردم!؟ عجب! اگر بگم بعضی از همسایه‌هامون زودتر از خودم از اتفاقات خونمون مطلع میشن دروغ نگفتم! کاناداییه میگه که خیلی خوبه که با همسایه‌ها رفت‌وآمد دارین و هنوز صمیمیت بین شما هست ولی این هیچ معنی نداره که همسایه بدونه چرا خانم پسرخاله‌ی عمه‌ مادر شما باردار نمیشه!

این نکات رو مطرح کردم لازمه چند نکته رو یادآور بشم:
قصد توهین به هیچ شخصی رو نداشتم و ندارم، این نکات یه برگ از دفتر هزار برگ بود، آقای آلمانی و کانادایی وجود خارجی دارن و داستان‌ها هم کاملا واقعی هستن ولی یک مقدار اغراق شده در موردشون.

+ نوشته شده توسط علی در شنبه 1386/09/10 و ساعت 2:38 AM |